أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

13

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

در ارجان پلى * 36 است بزرگ كه با سنگ بر رودخانهء ارجان ساخته‌اند ، در ازايش از سيصد گز ( ذراع ) افزون است . از شگفتىهاى ارجان غارى است در دل كوهى ، در آن غار آبى بجوشد ، سپس دگرگون شود و چون موميائى * 37 سپيد - همان موميائى سپيد معروف - شود . در دهانهء غار ، درى آهنين هشته‌اند كه سال تا سال ، تنها يك روز ، در پيش بزرگان و نيكان شهر گشوده شود . آنگاه مردى جامه بيرون كند و به درون رود ، و هر چه انباشته گشته است در شيشه‌يى جمع كند - همهء آنچه در سال انباشته شود ، كم و بيش صد مثقال است ، و كمتر بر اين اندازه فزونى يابد - پس از آن ، در غار را ببندند و كليد كنند تا سال ديگر همان هنگام . آن شيشه را از آن پس كه قاضى و والى سر آن را بستند و مهر كردند ، نزديك سلطان فرستند . خاصيت آن ، درمان كردن گونه‌ها زخم و استخوان شكستگى است ، كه چون به اندازهء عدسى از آن ، با آب بياشامند ، در دم ، جايى را كه شكستگى ديده است يا آسيب رسيده است ، بهبود بخشد و گوشت روياند . از ارجان تا نوبندجان ( نوبندگان ) * 38 بيست و شش فرسنگ است . و در اين ميان ، شعب بوان افتاده است . در شعب ( درهء ) بون درختان گردو و زيتون و گونه گونه ميوه‌ها از دل صخره‌ها روييده است . از مبرد * 39 نقل كرده‌اند كه وى اين ابيات را ، در شعب بوان * 40 ، بر صخره‌يى خوانده است : هر اندوهگين چون از فراز گاهى ، شعب بوان را بنگرد از انده بيارامد . و آنجا را رود بسترى بيند كه از پوشش سبزه‌هاى لطيف ، چونان حريرى نرم است و آب سرد و گوارايش به تندى روان است . * 41 با ميوه‌هايى خوش طعم در باغهايى سر سبز و پر از شاخسارانى سر فرو هشته كه ميوه‌هايش نزديك به دست است . اكنون ، اى باد جنوب * 42 ، تو را به خداوند سوگند ، سلام جوانى عاشق - پيشه را به شعب بوان * 43 برسان . در زير اين ابيات نيز ، چنين نوشته بوده است :